داستان یک قناری که آزادی را دوست نداشت.
باز هم پنجره باز است
آزادش میکنم
تا آواز نخواند
سکوت محض را دوست دارم
و بوسههای کمتجربهی تو را
که خورشید میکنند
چهرهی اتاق را از شرم
آن گاه گل میدهند لبهایم
به جادوی دستهایی
که میلغزند
روی انحنای گلدان کمرگاهم
حالا میفهمم
چرا این قناری آزادی را دوست ندارد
از تو خواهش میکنم
دیگر این پنجره را باز نکن
بیرون
پر از قناری است.
جسورانه، تکنیکی، کوتاه و پرمایه
تحلیل داستان « تو منشی آقای رییسی؟ » از مجموعه داستان « چوبخط »
نوشته محسن فرجی
ناشر: قطره مهدی علاقمند
نوشتار زیر صرفا" نقدی بر داستان مذکور است و هیچ ارتباطی با دیگر داستانهای مجموعه ندارد.
« تو منشی آقای رییسی؟ »، داستانی به شدت اجتماعی است: تکگویی مادری که دخترش برای درآوردن خرج ترمیم آنچه که پرده بکارت مینامند، بهناچار ( از روی فقر ) تن میفروشد تا شرایط پیشآمدهی ازدواج را از دست ندهد ( سه ماه دیگر با نامزدش ازدواج کند. )
مادر دختر، در این تکگویی همهی تلاش خود را در عین صداقت به کار میبندد تا بیگناهی دخترش را به منشی شرکتی که او هم یک زن است؛ ثابت کند: « اینا رو گفتم که یه وقت خدای نکرده فکر نکنی دختر من آدم خرابییه. »
چرا که دختر همزمان با صحبتهای مادرش، در اتاق رییس شرکت، مشغول « درآوردن خرج قضیه » است.
داستان، مطلقا" از زبان مادر دختر روایت میشود. مادری که در عین مادر بودن، راوی صادق و قابل اطمینانی برای خواننده است و خواننده در سیر روایت داستان به او و حرفهایش اعتماد میکند. آنقدر صادق است که درباره معشوق سابق دخترش ( خطاب به منشی ) میگوید:
« ... نمیدونم، خدا عالمه، شاید اونم نمیخواسته اینجوری بشه... » ...
متن کامل را در ادامه مطلب بخوانید.
مقدمه:
تنگ بی ماهی در نظر دارد از این پس چهرههای ادبی کمتر شناخته شده در ایران را معرفی کند:

نونو ژودیس
به بهانهی انتشار مجموعه شعر خلسه بر ویرانهها
در 1949 در دهکدهای از نواحی آلگارو پرتغال به دنیا آمد. در لیسبون تحصیل کرد و مدرک فوق لیسانس در زبان و ادبیات رومیایی گرفت.
در 1989 موفق به دریافت مدرک دکترا در ادبیات قرون وسطی شد و اکنون در دانشگاه « یونیور سیداده نوا » در لیسبون تدریس می کند. ژودیس از سال 1997 تا 2004 کاردار سفارت پرتغال در پاریس بود.
ژودیس را می توان یکی از چهره های برجسته شعر امروز پرتغال به شمار آورد. او علاوه بر کتاب های نقد و داستان چند مجموعه شعری دارد که این مجموعه ها به زبان های زیادی ترجمه شده و جوایز متعددی را نصیب او کرده اند.
ریچارد زنیت، شاعر و منتقد و در عین حال مترجم مجموعه حاضر به زبان انگلیسی درباره شعر او میگوید: « شعر ژودیس سفری است از میان خاطرات، تصاویر، تجربیات واقعی و خیالی اندیشه ها و اعتقادات بدون امید و یا حتی قصد رسیدن به نتیجه و مقصدی.»
خلسه بر ویرانه ها، خلسه ای است بر گذشته که در آن کودکی، کتاب، خرابه ها و چهره ها با آهنگ زبان پرتغالی درهم میآمیزد و به صورت شعر درمی آید.
اورفئوس در هادس
درون انباری در بندر، میان جعبه های کالا
و چرخک های شکسته،
در میدان عمومی
که رفتگران سررسیدند و آشغال را کنار ناودانها راندند
یا بر نیمکتی که باد با صفحه ترحیم روزنامه دیروز بازی می کرد
بحث کردیم، سخن گفتیم.
شاید تو مرا واداشتی تا ژستی روشنفکرانه بگیرم.
« گفت و گوی انتزاعی بدون دم زندگی در آن.»
این است مرا هرگز جدی نگرفتی
حتی زمانی که درمیانه بحث های ادبی و سیاسی گفتم
« دوستت دارم»
کسی جز ما آنجا نبود
گویی همه شهر را ترک گفته بودند.
و ما چون شبحی در مکانی بی زمان بودیم.
برمیخیزی و به سوی پنجره میروی
از آنجا میتوانی رودخانهها و تپهها را ببینی
ابرهای سیاهی را که پیشگوییاش کرده بودند ببینی
با لحن خداحافظی میگویی: « اطمینانی به هوا نیست
اما فکر نمیکنم نیازی به چتر باشد. »
به آن سوی خیابان میروم
با سنگینی نگاهت در پشت سرم
که از رفتن بازم میدارد
تا برگردم و نگاهی به تو کنم.
منبع: مجموعه شعر خلسه بر ویرانهها، ترجمهی احمد پوری
در نکوهش سرور میهن بلاگ
سلام. وبلاگ قبلی بنده به دلیل ناکارآمدی سرور میهن بلاگ نابود شد. فقط شانس آوردم که بک آپ پست ها را در اختیار بنده قرار دادند. هر چند بک آپ نظرات شما دوستان عزیز تاکنون به دست من نرسیده. اما در صورت همکاری مدیران میهن بلاگ در اولین فرصت نظرات شما را به پست های مربوطه برخواهم گرداند.
تنگ بی ماهی روز چهارشنبه با یک مطلب تازه به روز می شود.