تبليغاتX
تنگ بی ماهی
یک خرگوش

با این همه هوش

هرگز نخواهد فهمید

چرا گوش هایش

شبیه خر شده.

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم آبان 1386ساعت 18:7 توسط مهدی علاقمند |

روی دراتوبوس نوشته شده بود:

ارائه‌ی بلیت نشانه‌ی شخصیت شماست

برگشتم بلیت بخرم

باجه‌ی بلیت‌فروشی تعطیل بود.

 

+ نوشته شده در یکشنبه بیستم آبان 1386ساعت 15:25 توسط مهدی علاقمند |

عبید زاکانی در این روزهای تلخ که دلم برای شنیدن یک خبر خوش بدجوری لک زده به کمکم آمد؛ با مفاهیم عمیق، ایجاز بی‌نظیر و زبان طنز تیز و برنده‌اش. تلخی‌ها بماند برای خودم، دوست دارم لبخندهایم را با شما قسمت کنم.

 

1

شخصی مهمانی را در زیر خانه خوابانید. نیمه شب صدای خنده وی را در بالاخانه شنید.

پرسید که در آن‌جا چه می‌کنی؟ گفت: در خواب غلتیده‌ام.

گفت: مردم از بالا به پایین غلتند تو از پایین به بالا غلتی؟

گفت: من هم به همین می‌خندم.

2

قزوینی را پسر در چاه افتاد، گفت: جان بابا جایی مرو تا من بروم رسن بیاورم و تو را بیرون کشم.

3

سربازی را گفتند، چرا به جنگ بیرون نروی؟

گفت: به خدا سوگند که من یک تن از دشمنان را نشناسم و ایشان نیز مرا نشناسند، پس دشمنی میان ما چه صورت بندد؟

+ نوشته شده در شنبه دوازدهم آبان 1386ساعت 13:10 توسط مهدی علاقمند |

شعری زیبا از صادق سلطانی

 

این همه همهمه‌ی ما

از نگاه ماه دور نیست

... وگرنه هیاهوی دریا

این همه نبود.

 

+ نوشته شده در شنبه پنجم آبان 1386ساعت 15:34 توسط مهدی علاقمند |