داستانی از بلقیس سلیمانی
حسینقلی خان رازی
با دوستم مرضیه شرط کردم که معلم باسواد و خوشزبان تاریخ را نیز هم مثل دیگر معلمها سوسک کنم. درس دربارهی رجال دورهی مشروطیت و بررسی نقش آنها در این نهضت بود. مثل همهی کلاسها، با کنجکاوی یک دانشآموز اهل مطالعه از معلم تاریخ دربارهی نقش حسینقلیخان رازی در مشروطیت پرسیدم. معلم بی اندکی تامل، از نقش مهم حسینقلیخان در واسطهگری بین مجلس و دربار سخنها گفت و امضاء حکم مشروطیت را به دست مظفرالدینشاه، نتیجهی رایزنیهای او دانست. دربارهی گذشتهی حسینقلیخان رازی داستانهایی شیرین نقل کرد و از دوران وزیرمختاریاش در دربار عثمانی و اقامتش در برلین و کمک به انتشار روزنامهی قانون حرف زد. من گیج و مات به مرضیه نگاه میکردم. حسینقلیخان رازی فقط همسایهی مافنگی ما بود.
از مجموعه داستان بازی عروس و داماد
نشر چشمه
شعری از بهزاد خواجات، شاعر خوزستانی
اما باور کنید کلاغ نیستم من
تنها گاهی صدایم می گیرد ...
از خاطرات یک دریانورد
وقتی روی اسکله
خط میان لب هاش
افق های دوردست را
در دهانم می کاشت
بلیت کشتی را
پاره کردم.
س. محمود حسيني زاد
حدود 70 ، 80 سال پيش، بعد از جنگ جهاني اول، در ادبيات آلماني زبان، در واقع در آلمان، يک جريان هنري- ادبي شروع شد که ترجمه انگليسي اش مي شود New Objectivity. عيني گرايي نو، يا واقع گرايي نو. بگوييم رئاليسم نو، که با رئاليسم جادويي، که در اين مختصر به آن نگاهي مي کنم، همخوان باشد. جريان هنري- ادبي پراهميتي بود و به نظرم هنوز هم هست. هنوز هم نويسنده هاي جديد آلمان متاثر از اين جريان ادبي اند. در اين باره قصد داشتم چيزي بنويسم. اما اين جريان پيوند مي خورد به رئاليسم جادويي. فکر کردم به جاي اينکه از اول بروم به آخر، از وسط شروع کنم. يعني اول نگاهي به رئاليسم جادويي بيندازيم، که آشنا تر است و ظاهراً بعضي از ما، بيشتر از همه خودم، در ارتباط با اين جريان هنري - ادبي دچار سوء تفاهم شده ايم. چرا؟
منبع: هفته نامه اعتماد/ پنج شنبه ۶ دی ۱۳۸۶