تبليغاتX
تنگ بی ماهی

شعر فرانو/ اکبر اکسیر/ از مجموعه شعر "پسته‌ی لال، سکوتِ دندان شکن است"

از آجیل سفره‌ عید

چند پسته لال مانده است

آن‌ها که لب گشودند، خورده شدند

آن‌ها که لال مانده‌اند، می‌شکنند

دندانساز راست ‌می‌گفت:

پسته‌ی لال، سکوت دندان شکن است.

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم مهر 1387ساعت 23:15 توسط مهدی علاقمند |

دلم برای کلاغم تنگ شده

 

آخر

تلفنی که زنگ نمی‌خورد

مثل دمپایی پاره

فقط به درد پراندن کلاغ می‌‌‌خورد

 

دوست دارم

برگردد

و صابون‌هام را بدزدد

بدوم تا سر کوچه

صابونی بخرم

و با بقال محله کمی حرف بزنم

 

از هرکسی باید چیزی خرید

تا با آدم حرف بزند

به جز کلاغ‌ها

که زیادی حرف می‌زنند

 

کلاغم

برگرد!

لبِ حوض

یک قالب پنیر گذاشته‌ام.

    پایان

۸۷/7/۲۰

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم مهر 1387ساعت 11:7 توسط مهدی علاقمند |

عشق‌بازی

لب فنجانم پَریده

لب جانانم بُریده

 

بهتر است

هرکس از فنجان خودش چای بخورد.

+ نوشته شده در سه شنبه شانزدهم مهر 1387ساعت 19:18 توسط مهدی علاقمند |

 

شعری از من در امضا منتشر شد.

+ نوشته شده در پنجشنبه یازدهم مهر 1387ساعت 14:18 توسط مهدی علاقمند |

کلاهم را باد برد

کلاهی که سر آن مَرد رفت

                          کلاه من بود

مَرد را باد برد.

+ نوشته شده در شنبه ششم مهر 1387ساعت 22:1 توسط مهدی علاقمند |