تبليغاتX
تنگ بی ماهی
 

 روزنامه

کارمندی

"خاطرات یک ماهی گیر" می خواند

مدام

"تورَم" را

تَوَرُم  می خواند.

+ نوشته شده در پنجشنبه سی ام آبان 1387ساعت 16:35 توسط مهدی علاقمند |

 

شاه

با فیل‌ها و اسب‌ها

با وزیر و سربازهام

منچ  بازی می‌کنم

با سه حرکت

این جنگ را باخته‌ام

و روی میز مانده‌ام

 

آغاز جنگ

عاشق دو انگشت با ناخن‌ صورتی  شدم

که مرا بغل کردند

و مات شدم

 

حالا هر شب

آن انگشت‌ها

از کنار لشگرم رد می‌شوند

عینک را روی میز می‌گذارند

و قرص‌ها را برمی‌دارند

 

کمرم درد می‌کند

اسب

تاس ریخته

شش آمده و

فیل از روی من رد شده

........ . . . .  .   .   .    .     .

پ.ن: خسته نباشی مسافرم

+ نوشته شده در جمعه بیست و چهارم آبان 1387ساعت 9:33 توسط مهدی علاقمند |

به استاد شهاب مقربین

کلاس اول دبستانم

این زنگ ریاضی دارم

از مدرسه فرار کرده‌ام

آلوچه می‌خورم و

شعر می‌گویم

.

.

.

سایه‌ی خط کش ناظم

از انتهای جاده‌ای بنفش

روی دهانم می‌افتد

دوباره فرار می‌کنم و

شعر می‌گویم

ناظم با خط کش آهنی‌اش

 دنبالم می‌دود:

برگرد!

برگرد!

ناشرت دنبالت می‌گردد.

کنار " … جاده‌‌ی بنفش ..."*

از خواب بیدار می‌شوم

 

مقربین!

مقربین!

من هم کودکی‌ات را دیدم.

* عنوان کوتاه‌شده‌ی کتاب "کنار جاده‌ی بنفش کودکی‌ام را دیدم"

+ نوشته شده در جمعه هفدهم آبان 1387ساعت 21:3 توسط مهدی علاقمند |

 

كلاهم را باد برد ... در گاف منتشر شد.

+ نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم آبان 1387ساعت 10:47 توسط مهدی علاقمند |

 

قابوس‌نامه/ عنصرالمعالی، کیکاوس بن اسکندر/ از آیین و رسمِ شاعری/ قرن 5 ق

و اگر شاعر باشی، جهد کن تا سخنِ تو سهلِ ممتنع باشد. بپرهیز از سخنِ غامض، و چیزی

که تو دانی و دیگران را به شرح آن حاجت آید، مگوی؛ که شعر از بهر مردمان گویند نه از بهر

خویش. و به وزن و قافیه تهی قناعت مکن. بی صناعتی و تزیینی، شعر مگو که شعرِ راست

ناخوش بُوَد ...

 گزیده قابوس‌نامه/ انتخاب و شرح دکتر نرگس روان‌پور/ نشر قطره/ چاپ پنجم 1382

+ نوشته شده در سه شنبه چهاردهم آبان 1387ساعت 4:26 توسط مهدی علاقمند |

ماه غرق بود در آب

او تشنه بود

کاسه را سر کشید

آب غرق شد

             در ماه.

+ نوشته شده در پنجشنبه نهم آبان 1387ساعت 10:14 توسط مهدی علاقمند |

شب

مواظب باش

آقاي راننده!

بزن كنار

بزن كنار

بزن كِ

.

.

.

آه

خدا را شكر!

زنده مانديم

 

ماشين روبه‌رو

توي دره رفت.

+ نوشته شده در چهارشنبه یکم آبان 1387ساعت 12:8 توسط مهدی علاقمند |