تبليغاتX
تنگ بی ماهی

 ترجمه‌ی شعری از من به زبان انگلیسی

مترجم: مهناز یوسفی

منبع: سایت ادبی امضا

Moon was drowning in the water
It was thirsty
It goes to drink  up the bow
Now the water is drowned
In the moon.

ماه غرق بود در آب
او تشنه بود
کاسه را سر کشید
آب غرق شد
             در ماه.

پ ن:شنبه می روم چالوس. برای انجام کارهای انتقالم از دانشگاه چالوس به دانشگاه شوشتر. رشته مهندسی معماری (کارشناسی ناپیوسته) قبول شده ام.

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم دی 1387ساعت 23:25 توسط مهدی علاقمند |

 

- خب بعضی زن ها گوشواره دوست ندارند.

 

وقتی باد موهایش را کنار می زند

دروغش آشکار می شود    جناب قاضی!

روی لاله ی گوشش

همیشه

پروانه ای از خواب بیدار می شود.

 

+ نوشته شده در دوشنبه شانزدهم دی 1387ساعت 7:15 توسط مهدی علاقمند |

 

شبِ حکومت نظامی

یک سبد مداد رنگی

از بال شب‌پره‌ها قرض کردی

نفس‌زنان تا خانه آمدی

گلبرگی از سینه‌بندت    شبنم بسته بود

از زیر پیراهنت پیدا شد و

افتاد توی چشم گنجشک‌ها

که جغدها را به جاسوسی پلیس فرستاده بودند

تا برایت گیتار بزنند

               با سیم‌های برق

و تو با مداد‌هایت

روی شب‌نامه‌هایم

آن‌قدر بادکنک رنگی کشیدی

که یادم آمد

آن شب

روز تولدت بوده است

 

+ نوشته شده در سه شنبه دهم دی 1387ساعت 17:53 توسط مهدی علاقمند |

 

به همخانه فکر می کرد

مردی که

خانه نداشت.

 

+ نوشته شده در شنبه هفتم دی 1387ساعت 11:56 توسط مهدی علاقمند |

سهراب

...

من در این تاریکی

فکر یک بره روشن هستم

که بیاید علف خستگی‌ام را بچرد

...

+ نوشته شده در چهارشنبه چهارم دی 1387ساعت 15:26 توسط مهدی علاقمند |