تبليغاتX
تنگ بی ماهی

 

از دار دنیا

یک دوچرخه دارم که زنجیر ندارد

ویک خورجین پُرخورشید

که از نقاشی بچه‌ها دزدیده‌ام

و به نقاش‌ها

که از قحطی رنگ

شب می‌کِشَند

روز کرایه می‌دهم

بچه‌ها را اما

فراموش نمی‌کنم

برای هر خورشیدی که می‌دزدم

می‌دهم یک دور با دوچرخه‌ام بزنند

 

+ نوشته شده در جمعه بیست و پنجم بهمن 1387ساعت 10:50 توسط مهدی علاقمند |

 شمس لنگرودی:    تعهد دو نوع است. ایدئولوژیکی و شخصی. در تعهد ایدئولوژیکی، تمام تلاش یک هنرمندِ کمونیست یا هر ایدئولوژی دیگر، جهت دادن کار و اثرش برای تبلیغ و تهیج مردم برای استقرار نظام مورد باورش است. در تعهد شخصی، هنرمند تلاش برای تبلیغ اعتقاد فردی خود نمی‌کند، آرمان شخصی او ناخواسته در اثرش موج می‌زند، چرا که او نظام مشخصی الزاماً مدنظر ندارد که تبلیغش را بکند. در اثرش اعتراض بی‌عدالتی، استبداد، فقر را می‌بینیم. معمولاً این نوع آثار عمیق‌تر و اثر گذارترند. الآن من شخصاً به این نوع تعهد پایبندم. تعهد به اعتقاد و باورهای خود، و اینکه به خودم دروغ نگویم. تعهدی که به آن پایبندم، تعهد به شناختی است که شخصاً به آن رسیده‌ام. فکر می‌کنم هرکس هر اعتقادی دارد بهتر است به آن متعهد باشد...

شمس لنگرودی/ تاریخ شفاهی ادبیات معاصر ایران/ نشر ثالث

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم بهمن 1387ساعت 19:41 توسط مهدی علاقمند |

 

گردش عقربه چیست؟

یادآور مرگ

گردش دامن تو

یادآور زندگی

 

برقص

تا ساعتم را میزان کنم.

 

+ نوشته شده در سه شنبه پانزدهم بهمن 1387ساعت 14:9 توسط مهدی علاقمند |

 

شعرم در شماره شش امضا

شعرم در شماره بهمن و اسفند جن و پری

 

+ نوشته شده در پنجشنبه دهم بهمن 1387ساعت 6:33 توسط مهدی علاقمند |

 

شالت را که باز کردی

یک مشت راننده‌ی گُم‌ راه!

از گردنت سقوط کرد

و زمستان

چنان تمام شد

که یادشان رفت

توی دره

دنبال کامیون‌شان بگردند.

 

+ نوشته شده در چهارشنبه دوم بهمن 1387ساعت 17:53 توسط مهدی علاقمند |