پست اضطراری

 

 پرندگان پشت بام را دوست دارم

دانه‌هایی را که هر روز برایشان می‌ریزم

 

در میان آن‌ها

یک پرنده‌ی بی‌معرفت هست

که می‌دانم روزی به آسمان خواهد رفت

و برنمی گردد.

من او را بیشتر دوست دارم.

                                     "گروس عبدالملکیان"

 پ.ن: امروز که از سر کار برگشتم، کبوتر سفید پا پَرَم - که بیشتر از آن یکی دوستش داشتم - توی حیاط  نبود. . .

شمس لنگرودی:

ابر

با تمام پیکر خود حرف می زند

باد

با خط بریلش بر گل ها

ما با واژه سخن می گوییم

تا پنهان کنیم

حرف را

در سایه ی لبخندمان.

دو رباعی از حضرت حافظ

ایام شباب است شراب اولی تر

با سبزخطان باده ناب اولی تر

عالم همه سر به سر رباطی ست خراب

در جای خراب هم خراب اولی تر

***

لب باز مگیر یک زمان از لب جام

تا بستانی کام جهان از لب جام

در جام جهان چو تلخ و شیرین به هم است

این از لب یار خواه و آن از لب جام