سرمست اگر درآیی عالم به هم برآیدگر پرتوی ز رویت در کنج خاطر افتدگلدسته امیدی بر جان عاشقان نهگفتی به کام روزی با تو دمی برآرمعاشق بگشتم ار چه دانسته بودم اولگویند دوستانم سودا و ناله تا کیدل رفت و صبر و دانش ما ماندهایم و جانیهر دم ز سوز عشقت سعدی چنان بنالد
خاک وجود ما را گرد از عدم برآیدخلوت نشین جان را آه از حرم برآیدتا ره روان غم را خار از قدم برآیدآن کام برنیامد ترسم که دم برآیدکز تخم عشقبازی شاخ ندم برآیدسودا ز عشق خیزد ناله ز غم برآیدور زان که غم غم توست آن نیز هم برآیدکز شعر سوزناکش دود از قلم برآید
+ نوشته شده در دوشنبه پنجم مهر ۱۳۸۹ ساعت 14:17 توسط مهدی علاقمند
|
مجموعه شعرم با نام "شعبده باز غمگین" که توسط نشر مروارید منتشر شده است.