اسبی خسته
بر دوش می­ کشم
که از خون و رودخانه گذشته
و در جنگی باستانی
پایش را از دست داده است

چیزی در جهان نمانده
جز من و عقربی

که دل ندارد 
پای بریده را نیش بزند

ما به شکل عجیبی تنها مانده ­ایم
نمی­ توانیم وضعیت خود را درک کنیم

* از مجموعه شعر جدیدم با نام "بمب ها را باران کن" که به زودی توسط  انتشارات اقلیما منتشر خواهد شد.