نوشته های نمایشگاهی!!

درباره بیستمین نمایشگاه بین المللی کتاب!! همه چیز گفته و نوشته شده. راستش من هم چیز خاصی به ذهن ام نرسید مگر:

۱. بهبود وضعیت حمل و نقل نسبت به سال گذشته محسوس بود. علاوه بر مترو، اتوبوس های خصوصی ( طرح ریالی ) ویژه نمایشگاه! با کرایه 200 تومان از میدان انقلاب و... تا مصلی سرویس دهی می کردند. متعاقبا" ترافیک هم نسبت به پارسال کمتر شده بود.

۲. مکان استقرار ناشران عمومی ( شبستان ) بسیار بهتر از ناشران دانشگاهی و خارجی و ... بود.

۳. اکثر ناشرها کتاب ها را با 20درصد تخفیف می فروختند. البته این تخفیف بیشتر برای خرید کتاب های چاپ اول سودمند بود. چرا که بیشتر کتاب ها ی چاپ چندم نسبت به پارسال 20درصد افزایش قیمت داشتند.

۴. ناشران عمومی معتبر مثل ققنوس و چشمه و مرکز و ... مجاور هم قرار داشتند. البته این اتفاق به احتمال زیاد تصادفی رخ داده.

۵. کتاب های انتشارات وزارت ارشاد با 35درصد تخفیف به فروش می رسید! و به همین دلیل تبدیل به یکی از شلوغ ترین غرفه ها شده بود.

۶. چیدمان غرفه ها تا 80درصد بر اساس حروف الفبا بود!!

۷. محوطه نمایشگاه به دلیل وجود گنبد و طاق و مناره ها فضایی بسیار معنوی را به وجود آورده بود!!

۸. پراکندگی انواع زباله توی محوطه منظره بسیار زشتی را به وجود آورده بود.

۹. نه جایی برای استراحت پیدا می شد نه سایه ای. کسی هم جرات نداشت روی چمن های محوطه بنشیند و ساندویچ اش را کوفت کند. باغبان ها مثل اجل معلق سر می رسیدند و عقده اعمال قدرت را روی سر مردم خالی می کردند: بلند شین وگرنه خیس می شین. ( یعنی خیس تون می کنیم. ) در حالی که همه توی چمن ها دنبال یک وجب جای خشک می گشتند!!

۱۰. غرفه دارهای زن از این که دم به دقیقه به پوشش شان گیر می دادند دلخور بودند.

۱۱. پرهیجان ترین و فانتزی ترین بخش نمایشگاه ( نمایشگاه مطبوعات ) برگزار نشد.

۱۲. علاوه بر فروش برخی کتاب ها به نصب و فروش پوستر بزرگانی چون چه گوارا و فروغ و ... هم گیر داده بودند.

۱۳. شور و هیجان مردم و غرفه داران نسبت به پارسال بسیار کم شده بود و این از چهره همه پیدا بود.

۱۴. و خودتان دیگر بهتر از من می دانید...

متاسفانه به دلیل مشکلاتی که برای آپلود عکس پیش آمد نتوانستم عکس ها را روی وب بگذارم. به محض رفع مشکل این کار را انجام خواهم داد.

پ.ن:

وبلاگ استاد شمس لنگرودي هم راه اندازي شد.